مقام معظم رهبری در طول دوران طلبگیخود همواره نسبت به درس و بحث، اهتمام ویژه ای داشت. تهذیب و ورزش نیز از دیگربرنامه های ثابت دوران جوانی ایشان بود که در خاطراتشان ثبت گردیده است. در بین آنچه که ایشان از همان دوران جوانی در مسیر فعالیت های حوزوی خود مدّنظر قرار میداد، ایجاد رشد و تقویت بلوغ فکری جامعه به منظور شناخت واقعیت ها و تشخیص درستراهی است که یک جامعه دینی را به سعادت و کمال می رساند.
به منظور آشنایی با سلوک عملی مقاممعظم رهبری در راستای باورهای انقلابی ایشان، به بیان سه خاطره کوتاه بسنده میشود:
1- حلقه وصل حوزه و دانشگاه
یکی از اسناد ساواک که ارتباط مقام معظمرهبری را با نسل جوان مورد تأکید قرار می دهد، سند شماره9/3003به تاریخ 1/8/1353 استکه می نویسد: مطهری از این که نماز جماعت سیدعلی خامنه ای در مشهد (توسط ساواک) تعطیل شده ابراز ناراحتی کرده و گفته است : سیدعلی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است که برای آینده موجب امیدواری است و در اینمدت کوتاه در مشهد کارهای پر ثمری انجام داده که یکی از آن ها جمع کردن جوانان روشنفکرحوزه و دانشگاه است.
سلاله الابرار، ص 88، به نقل ازاسناد ساواک، آرشیووزارتاطلاعات، ش27، به ارزیابی573 مرکزاسناد انقلاب اسلامی
2- گعده های سیاسی
ایشان روزهای پنجشنبه و جمعه که درس هاتعطیل بود، مباحثه و درس را کنار می گذاشتند و گعده های سیاسی و اجتماعی با علما وبزرگان داشتند، این گعده ها گرچه در شکل و ظاهر برای آبگوشت خوردن بود، ولی مسائل ورویداد های سیاسی و اجتماعی کشور را تبادل نظر می کردند. حتی به یاد دارم پسر حاج آقامرتضی حائری گاهی ساعت ها نزد ایشان می نشست و با هم صحبت های سیاسی و اجتماعی روزرا می کردند؛ البته ما گوش نمی دادیم و خیلی هم سر در نمی آوردیم، به یاد دارم آیتاللهمشکینی، شهید سعیدی و ... زیاد می آمدند و حضرت آقا با پسر امام، حاج احمد آقا رابطهنزدیکی داشتند و آقا مورد مشورت حضرت امام بودند.
شخصیت اخلاقی و مهذب عجیبی داشته و دارند،گرچه کسی به فکرش نمی رسید که روزی انقلابی شکل بگیرد و امام راحل رهبر جامعه اسلامیشود، ولی چهره و شخصیت مقام معظم رهبری کاملا شاخص بود.
طلبه ها و اساتید به حجره ما آمد و شدهایفراوانی داشتند و نزد ایشان مباحث سیاسی و اجتماعی روز را تبادل نظر می کردند، بنابراینآن زمان کسی به ذهنش خطور نمی کرد که روزی ایشان رهبر آینده باشند، چون انقلابی نشدهبود ولی به هر حال در آن دوران، چهره شاخصی بودند.
3- سخنرانی بدون ترس و واهمه
در یکی از روزهای سال 42 یا 43 بود که ساواکیها درب فیضیه را بستند تا طلاب را کتک بزنند، من به همراه یکی از دوستانم سریع به بیتامام راحل رفته و به ایشان خبر دادیم ، حاج آقای خلخالی فورا درب منزل امام را بستندتا ساواکی ها داخل نیاید، امام که صدای درب را شنید، فرمودند آقای خلخالی درب را بازبگذارید ما اینجا هستیم که آنها بیایند، ما از کسی واهمه نداریم، بگذارید بیایند وما را هم ببرند، ما محکم ایستاده ایم،حاج آقای خلخالی درب را باز کردند؛ نزدیک مغرببود و مقام معظم رهبری نیز آنجا بودند، بعد از این که نماز مغرب و عشاء را پشت سر امامخواندیم، امام در اتاق خودشان نشستند و مقام معظم رهبری نزدیک درب اتاق ایستادند وسخنرانی کردند و گزارشی از اقدامات ساواک در حمله به طلبه ها ارائه کردند.
فراموش نمی کنم، امام همان موقع، بلند فریادزدند: والله هرکسی امروز بترسد، ایمان ندارد و این مطلب را دوبار گفتند، و ادامه دادندما این راه را آمده ایم تا در این راه شهید شویم، پس دیگر ترس ندارد.
حجت الاسلام حسین علی اکبریان، (هم حجره ای رهبر معظم انقلاب) مصاحبهبا خبرگزاری رسمی حوزه، 3/8/1389
ما را در سایت آشنایی کوتاه با زندگی آیت الله محمدی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 202