
هفته گذشته مراسم تجلیل از شخصیت روحانی مبارز واقعی، حجت الاسلامیزدانی در بابل برگزار شد. به نوبه خودم از برگزار کنندگان این آیین تشکر می کنم.
حاج اقا یزدانی را باید الگویی از یک روحانی خستگی ناپذیر و مبارز ومخلص دانست. خاطرات زیادی از منش و سلوک عارفانه این روحانی میدانی و خط مقدمیانقلاب در ذهن من حک شده است.
او از سال های مبارزه با طاغوت، سردمدار حرکت های انقلابی و خیزش هایمردمی شهر بود و در مبارزه با جریان نفاق در اوایل انقلاب نیز مردانه به میدانآمد. در مقابل حجتی ها و امتی ها و دیگر نحله های منحرف هم با همت و غیرت خود قدعلم کرد. در تقابل با فتنه گران وطن فروش نیز میدان را خالی نگذاشت.
با این حال همین روحانی انقلابی و جهاد گر و پدر شهید، بارها طعم تلخطعنه ها و تخریب ها را تحمل کرد و دم بر نیاورد. نه تنها منافقان و ضدانقلاب وفتنه گران از او بیزار بودند بلکه مسئولان و یا بزرگان ذی نفوذی که استقلال رأی وروحیه منکر ستیز او به مذاقشان خوش نمی آمد نیز در تخریب وجهه اش کوتاهی نورزیدند.یک روز با خنده می گفت این طرف شهر به من می گویند ابوذر و آن طرف هم می گویندمنتظری بابل!
یک بار هم پاچه خوارهای یک جناح خاص به خاطر آن که حاج اقا بهکاندیدای مورد نظر جریان قدرت و ثروت رأی نداد می خواستند برایش پاپوش ساخته و اورا به دادگاه بکشانند ... بگذریم.
قصد من از بیان مختصر این مطالب، درد دل و اظهار شکوه نبود. خواستم بهنیروهای جوان بسیجی و مستقل شهر این نکته را یادآور شوم که پا نهادن به این عرصه،هزینه هایی دارد که برای تحمل آن باید آماده بود و عقب ننشست. کسی که منتظر به بهو چه چه دیگران باشد نمی تواند در میدان دفاع از ارزش های اسلام دوام بیاورد.
آشنایی کوتاه با زندگی آیت الله محمدی...