اسلام در مواردی، اطاعتپذیری را یک حسن و امری لازم و بایسته بر می شمارد و در مواردینیز با اطاعت محض و کورکورانه مخالفت می ورزد.
برای شناخت این موارد لازم است به شناختمعیارهای حاکم بر حق رجوع کرد. طبیعی است وقتی حاکمی بر اساس شاخصه های مدیریتاسلامی عمل کرده و از منظر معیارهای دین، فردی متعهد و نیک صفت و توانا محسوب میشود اطاعت و هماهنگی با او برای آحاد مؤمنین، وظیفه ای قطعی و روشن می باشد. حاکماسلامی در پرتو حمایت و هم آوایی جامعه اسلامی است که می تواند برنامه ها و روشهای سازنده خود را اجرایی کرده و راه را برای تحقق اهداف الهی هموار ببیند.بنابراین با توجه به نقش ملت در پیشبرد برنامه های دین و تکلیف متقابل حکومت ومردم در قبال هم، به همان میزان که تعهد حاکم و لزوم انطباق مشی او با فرامیناسلام و اطاعت الهی بسیار مورد تأکید قرار گرفته، ضرورت پیروی مردم از حاکم دینیهم قابل توجه و مهم و سرنوشت ساز تلقی می شود.
معیار اطاعت پذیری، همانمعیاری است که مشروعیت حاکمیت را رقم زده و عنصر اسلامیت یک جامعه بر آن بنا شدهاست. به عبارت دیگر، تا زمانی که حکومت بر مدار حق و اراده الهی اداره شود اطاعت وهماهنگی با آن لازم و بایسته محسوب می گردد.
ـ من حسنت سیاسته وجبت طاعتهکسى که سیاستش نیکو باشد اطاعتش لازم است.
ـ أحق من أطعته من أمرک بالتقىو نهاک عن الهوى شایسته ترین کسى که باید اطاعتش کنى، کسى است که تو را دستور به تقواداده و از پیروى هواى نفس باز داشته است.
ـ أطع من فوقک یطعک من دونکو أصلح سریرتک یصلح الله علانیتک فرمانبردارى کن از کسى که برتر از تو است تا فرمانبردارىکند از تو کسى که زیر دست تو است، و درونت را اصلاح کن تا خداوند اصلاح کند برون تورا.
ـ داع دعا و راع رعا فاستجیبواللدّاعى و اتّبعوا الرّاعى. دعوت کننده اى که دعوت خود را به پایان رسانید و سرپرستامّت به سرپرستى خود قیام نمود، در این صورت دعوت کننده را اجابت کنید، و از سرپرستپیروى نمایید.
ـ علیک بطاعة من لا تعذربجهالته بر تو باد به اطاعت و فرمانبردارى کسى که معذور نیستى در نادانى شناخت او
ـ علیک بطاعة من یأمرک بالدینفإنه یهدیک و ینجیک بر تو باد به فرمانبردارى کسى که تو را به دین دستور دهد زیرا چنینکسى تو را هدایت کند و نجات بخشد.
ـ من أمرک بإصلاح نفسک فهوأحق من تطیعه کسى که تو را به اصلاح کردن خود دستور دهد، او سزاوارترین کسى است کهباید فرمانش ببرى.
ـ من الحکمة طاعتک لمن فوقکو إجلالک من فی طبقتک و إنصافک لمن دونک از حکمت و فرزانگى است فرمانبردارى از کسىکه برتر از تو است، و بزرگداشتن کسى که در مرتبه تو است و انصاف دادن تو از کسى کهزیر دست تو است.
ـ احقّ من تطیعه من لا تجدمنه بدّا و لا تستطیع لامره ردّا. شایسته ترین کسى که باید فرمانش را ببرى کسى استکه از او چاره اى ندارى و ردّ فرمان او نتوانى.
ـ من استسلم للحقّ و اطاعالمحقّ کان من المحسنین. کسى که در برابر حق تسلیم شود و از حقدار پیروى کند از نیکوکاراناست.
ـ اطع اخاک و ان عصاک و صلهو ان جفاک. از برادرت فرمانبردارى کن اگر چه او نافرمانى ات کند و با او پیوند کن اگرچه او با تو جفا کند.
ما را در سایت آشنایی کوتاه با زندگی آیت الله محمدی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166