درباره تخریب مقدار باقی مانده از ویرانهحسینیه مشهور به خلیلیان توسط اداره اوقاف بابل و اعتراضات ویژه ای که پس از آن صورتگرفت، چند نکته را باید مورد توجه قرارداد:
1- این قلم پیشتر نیز بر ضرورت صیانت ازمیراث فرهنگی و عمل به مرّ قانون مطالبی را به تقریر درآورده است. اینک نیز چون گذشته،اصل قانون مداری را باید به همه نهادها گوشزد نمود و از نهادهای نظارتی خواست که دراین خصوص الگویی مناسب برای جامعه باشند.
2- اداره هایی مانند دارایی و یا اوقاف،با نگاه درآمدزایی به هر قیمت، مشغول به فعالیت بوده و در این مسیر، ویرانی عرصه بازارو تجارت و یا فرهنگ و هنر برای هیچ کدامشان مهم و قابل اعتنا نمی باشد.
3- بر اساس آموزه های دین و فرهنگ مسئولیتپذیری که بزرگترین ارمغان انقلاب اسلامی است، اداره اوقاف هم باید مثل همه مجموعه هایدیگر، نسبت به پرسش ها، نقدها و ابهامات مردم پاسخ گو باشد. سازمان اوقاف متأسفانهقدم مثبت و ماندگاری برای فرهنگ و مذهب این شهر، بر نداشته و خود را همواره از نعمتنظارت و ایده های اهل نظر، محروم نگاه داشته است. در ضمن، این که مسئولی در یک زمانی،دروسی را نیز در حوزه علمیه خوانده است، دلیل نمی شود تا ابد هر کجا که نیاز پیدا کردبرای ترمیم وجهه خود از عنوان طلبگی استفاده نماید.
4- تجربه فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اداریاین حقیر می گوید اگر قرار بود جلوی روند تخریب چند مرحله ای ساختمان مذکور گرفته شود،به یقین فرصت آن وجود داشت. به عبارت دیگر هیچ اراده ای برای توقف تخریب ساختمان حسینیهدر هیچ یک از نهادهای قانونی استان اعم از اجرایی، نظارتی و یا قضایی وجود نداشته است.
5- اداره میراث فرهنگی بابل به وظایف خوددر حفظ میراث فرهنگی این شهر به درستی عمل نمی کند، با این حال دوستان به ظاهر فرهنگدوست اما سیاست زده ما اصرار دارند که به جای سربازی میراث فرهنگی، سرباز اداره میراثفرهنگی باشند. آیا اداره میراث تا کنون از ظرفیت هایی چون قوه قضائیه برای حراست قانونیاز حریم حسینیه مذکور و پیگرد عوامل تخریب آن استفاده کرده است؟
6- کسانی که تخریب ساختمان قجری موسوم بهخلیلیان را توطئه ای برای حذف قدمت تاریخی شهر بابل دانستند به یقین هیچ شناختی ازآثار باستانی این شهر ندارند. در بابل بناهایی با قدمت هفت تا نه قرن نیز وجود داردکه هرگز از سوی مدعیان دفاع از میراث فرهنگی این شهر مورد توجه و تبلیغ قرار نگرفتهاست. جالب است که مدعیان صیانت از سنت و معماری ایرانی و اسلامی هیچ گاه نسبت به ساختبناهای مبتذل و ضد معماری سنتی این مرز و بوم مانند ساخت مدرسه ای شبیه کلیسا و... واکنشی نشان نداده اند. جالب تر آن که همین افراد در اقدامی آگاهانه، شهرت پر مفهومو تاریخی "دارالمومنین" که بیانگر سابقه عمیق علم و فرهنگ و اندیشه و مجاهدتمردمان این دیار است را تعمداً حذف نموده و از واژه ای فاقد بار محتوایی و فرهنگی وتمدنی برای بابل استفاده می نمایند!
7- شهردار بابل در اقدامی هوشمندانه،بیانیه ای صادر کرد و بر موج احساسات مجازی و موقت بعضی از شهروندان، سوار شد. جالببود که این بار شهردار بابل به دور از چشم بعضی مشاوران ماجراجو و فرنگی کار خود، ازواژه دارالمومنین به جای عنوان لوس و بی خاصیت بهارنارنج بهره گرفت. شهردار بابل برایآن که نشان دهد اهل استفاده ابزاری از مفاهیم فرهنگی و ارزشی نیست لابد حاضر است لااقلیک پنجم بودجه های هنگفتی که به بهانه برگزاری جشنواره های بی در و پیکر بهارنارنج،مصرف می شود را خرج راه اندازی کنگره دارالمونین نموده و از این فرصت برای معرفی پیشینیهبرجسته و پرافتخار فرهنگ و هنر مردمان نیک اندیش این دیار بهره بگیرد. شهرداری مدعیعلاقمندی به معماری سنتی و اسلامی لابد در طول یک سال تصدی گری بر عرصه ساخت و سازاین شهر، دستکم باید جلوه بصری شهر و یا لااقل یک میدان را به نمایی نزدیک به معماریاسلامی و ایرانی تبدیل ساخته باشد!
8- تجمع معدودی از شهروندان بابل در اعتراضبه ویرانی باقی مانده مخروبه های حسینیه خلیلیان در آستانه انتخابات حساس پیش رو، تحلیلمتفاوتی را نیاز دارد. بررسی و شناسایی تک تک چهره های سازمان دهی شده و حاضر در ایناعتراض میدانی که بر اساس هماهنگی های قبلی، مورد توجه رسانه های بیگانه همسو با اینجریان نیز قرار گرفت، از منظری فراتر از تحلیل های فرهنگی، بضاعتی مستعد شکل دهی تحرکاتخاص امنیتی را نمایان ساخته است. حضور مشعشع برخی چهره های شناخته شده و پیشانی سفیدکه هیچ گاه دغدغه ارزش های فرهنگی و مذهبی را در کارنامه رفتارهای اجتماعی و سیاسیخود نداشته اند، مواجهه با چند نفر از سازمان دهندگان این تجمع مشکوک را اجتناب ناپذیرساخته است.
ما را در سایت آشنایی کوتاه با زندگی آیت الله محمدی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 181